مجموعه فریادهای دیگر، عمارت پدرم

    عمارت پدرم

مانده اسم از عمارت پدرم،
طرف یورد شمالی اش، تالار،
طرف یورد جنوبی اش، سرَ در.

طرف بیرون آن، طویله سَرا،
جغد را اندر آن قرار اکنون،
تخته ئی بردرَش به معنی در.

در گشاده ست و خانه اش تاریک،
گاه روشن به یک اتاق، چراغ،
مردی افکنده اندر آن بَستر.

سر خمیده ست ازو به روی کتاب،
زانوان را به دامن آورده،
دست می گرددش روی دفتر.

شب و تاریکی و چراغ آن مرد،
بهم افتاده، لیگ ساخته اند،
روی دفتر، عمارتی دیگر.

دستش این را نوشته بر ورقی:
مانده اسم از عمارت پدرم
تن بی جانش، چون مرا پیکر.
                                                یوش سال ۱۳۲۵

 

از همین مجموعه:
  تمامی حقوق متعلق به وبسایت رسمی نیما یوشیج است. 2017 - 2012