مجموعه گزیده نامه ها, ویدیو، نامه به عالیه ۲/ خرداد/ ۱۳۰۵

شب ۲ خرداد ۱۳۰۵
عالیه !
به خانه ی بد بخت ها نظر بینداز. این شمشادها را که اینطور سبز و خرم می بینی پدرم با دست خودش آنها را اصلاح کرد . آن چند گلدان کوچک را که حالیه غبار آلود است خودش مرتبأ چید . به ما گفت به آنها دست نزنید .
روز بعد روزنامه ئی دستم بود ، از من پرسید در آن چه نوشته اند؟ جواب دادم یک نفر در حدود جنگل یاغی شده اسَت . ازاین جواب آثار بشاشتی در سیمای پدرم ظاهر شد . پهلوان انقلاب سرش را یلند کرد ، گفت : معلوم می شود آنها را تحریک کرده اند . گفتم یک فصل از کتاب (آیدین) مرا در این روزنامه نقل کرده اند . روزنامه را از دستم گرفت آثار پسر شاعرش را می خواند . چند دفعه از گوشه ی در گاه نگاه کردم دیدم به دقت و حرص زیاد هنوز مشغول خواندن آن فصل است. چقدر از برومندی و یکه بودن پسرش خوشحال می شد . این آخرین ملاقات و مکالمه ی من با پدرم بود . یک روز پیش از ورود مرگ . بعد از آن دیگر……………..
به تو گفته بودم شب دیگر به مهما نخانه (ساوز) می رویم، او را می خواستم دعوت کنم ! پدرم می خواست زمین بخرد، خانه بسازد، دیدی عالیه ، عروس یک شاعر بد بخت ، چه خوب زمین کوچکش را ارزان خرید و ارزان ساخت .                                                                           نیما

 

از همین مجموعه:
  تمامی حقوق متعلق به وبسایت رسمی نیما یوشیج است. 2017 - 2012