مجموعه قلم انداز، جوی می گرید

        جوی می گرید

جوی می گرید و مَه خندان ست،
و او به میل دل من می خندد.
برخرابی که بر آن تپّه بجاست،
جغد هم با من می پیوندد.

وز درون شب تاریک سرشت،
چشم ازمن به نهان،
سوی من می نگرد.

زهره اش نیست که دارد به زبان.
گریه از بهر چه می دارد ساز
با وفای من غمناک مباش
رفته از گریه نمی آید باز.

ازغم آلوده ی این خانه به در
گریه ی گم شده ات
راه خود می سپرد.

جوی می گرید ومَه خندان ست
با صفابخش دم اردیبشت
بر عبث بر سر این پنجره من .

۲۹اردیبشت ماه سال ۱۳۲۷

 

از همین مجموعه:
  تمامی حقوق متعلق به وبسایت رسمی نیما یوشیج است. 2017 - 2012