مجموعه ماخ اولا, ویدیو، برف

            برف

زردها بی خود قرمز نشده اند،
قرمزی رنگ نینداخته ست،
بی خودی برَ دیوار.
صبح پیدا شده از آن طرف کوه«ازاکو» اما،
«وازنا» پیدا نیست.
گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار،
«وازنا» پیدا نیست،
من دلم سخت گرفته ست از این،
میهمانخانه ی، مهمان کش، روزش تاریک،
که به جان هم، نشناخته انداخته ست،
چند تن خواب آلود !
چند تن ناهموار !
چند تن نا هشیار !.
سال ۱۳۳۴

 

  تمامی حقوق متعلق به وبسایت رسمی نیما یوشیج است. 2017 - 2012