مجموعه ماخ اولا, ویدیو، ری را

               ری را

ری را…. صدا می آید امشب،
ازپشت«کاچ» که بندآب
برق سیاه تابش، تصویری از خراب،
درچشم می کشاند،
گویا کسی ست که می خواند.

اما صدای آدمی این نیست
با نظم هوش ربائی، من
آوازهای آدمیان را شنیده ام،
در گردش شبانی سنگین،
زاندوه های من،
سنگین تر،
وآوازهای آدمیان را یکسر
من دارم ازبر.

یک شب درون قایق دلتنگ
خواندند آنچنان،
که من هنوز هیبت دریا را،
درخواب می بینم.

ری را…، ری را
دارد هوا که بخواند،
درین شب سیا،
او نیست با خودش،
او رفته با صدایش، اما
خواندن نمی تواند.

سال ۱۳۳۱

  تمامی حقوق متعلق به وبسایت رسمی نیما یوشیج است. 2017 - 2012