مجموعه ماخ اولا، سیولیشه

سیولیشه

تی تیک، تی تیک،
دراین کران ساحل و به نیمه شب،
نک می زند،
«سیولیشه»
روی شیشه.

به او هزار بارها
ز روی پند گفته ام
که در اطاق من ترا
نه جا برای خوابگاست
من این اطاق را به دست
هزار بار رُفته ام
چراغ سوخته
مرا هزار بر لبم
سخن به مهر دوخته
ولیک برمراد خود
به من نه اعتناش او
فتاده ست در تلاش او
به فکر روشنی کزآن
فریب دیده ست و باز
فریب می خورد همین زمان.

به تنگنای نیمه شب
که خفته روزگار پیر
چنان جهان که در تعَب
کوبد سر
کوبد پا.

تی تیک ، تی تیک
سوسک سیا
«سیولیشه»
نک می زند
روی شیشه.

فروردین سال۱۳۳۵

  تمامی حقوق متعلق به وبسایت رسمی نیما یوشیج است. 2017 - 2012