• نامه به شراگیم یوشیج ۸/مرداد/۱۳۳۸

    یوش ۸ مرداد ۱۳۳۸ پسرعزیزم کاغذ تورسید . بعد ازظهر بود، در منزل خانم با خان امجد خاقان به صرف چای مشغول بودیم، کاغذ را سر بسته گذاشته بعدأ با دقت خواندم و بازهم آن را خواهم خواند . هروقت که بخوانم شما را می بینم، دراین مفارقت و تنهایی معلوم است کاغذ توچقدر برای […]

  • نامه به عالیه ۲۱/اردیبهشت/۱۳۰۵

    شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۰۵ عالیه! عزیزم! گمان نمی بردم دراین شب تاریک برای کسی که اگر او را به هر جای عالم ببندند وصله ی ناجور عالم است ، کاغذ بنویسی. چندین ساعت است چیز می نویسم ، حس می کنم خون ریزی های مهمی عنقریب می خواهد درعالم رخ بدهد . چرا از این […]

  • نامه به عالیه ۲۵/اردیبهشت/۱۳۰۵

    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۰۵ عزیزم ! به من سخت می گذرد که تو تب کنی.کاش تمام حرارت ها یک جا جمع می شد وبجای اینکه  ذره ئی به اندام تو نزدیک شود ، قلب سمج مرا می سوزانید. با اینکه این همه مردمان شریر وجود دارند که کارشان به گمراه کردن معصومین می گذرد ، آیا […]

  • نامه به عالیه ۱۲/اردیبشت/۱۳۰۵

    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۵ به عزیزم عالیه! به من گفته ئی بدون خبربازگشن نکنم؟ ببین این ابرهای سفید را که از جلوی ماه رد می شوند ازمغرب به مشرق خبرمی برند ، ولی صبرلازم ست . درباره ی خودم نمی دانم برای خبرآوردن لازم ست تا آخرعمرصبرکنم، یا نه؟  هنوزتو را می بینم درمقابل درایستاده ئی، […]

  • نامه به عالیه ۲/ خرداد/ ۱۳۰۵

    شب ۲ خرداد ۱۳۰۵ عالیه ! به خانه ی بد بخت ها نظر بینداز. این شمشادها را که اینطور سبز و خرم می بینی پدرم با دست خودش آنها را اصلاح کرد . آن چند گلدان کوچک را که حالیه غبار آلود است خودش مرتبأ چید . به ما گفت به آنها دست نزنید . […]

  • نامه به عالیه ۱/خرداد/۱۳۰۵

    عالیه عزیزم ! اول خرداد ۱۳۰۵ میل داشتم پیش تو باشم . چه فایده یک شمع افسرده خانه ات را روشن نخواهد کرد ، بلکه حالت حزن انگیزی به آشیانه ی تو خواهد داد. به من بگو از چه را قلبم را فریب بدهم؟ زندگانی یعنی غفلت،  چه چیز جز مرور زمان این غفلت را […]

  • آهو و پرنده ها

    آهو و پرنده ها      ( از قصّه های شری)                                                                                         […]

  1 2 3 11
  تمامی حقوق متعلق به وب سایت رسمی نیما یوشیج است. 2017 - 2012